تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ کلیدواژه دیپلماسی چین برای پایان جنگ آمریکا علیه ایران

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ کلیدواژه دیپلماسی چین برای پایان جنگ آمریکا علیه ایران
یکی از دستور کارهای اصلی مذاکرات رئیس جمهور چین در سفر کشوری به ایالات متحده آمریکا، پرونده تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران بود. این موضوع در کنار مسائل بین‌المللی دیگر مانند هوش مصنوعی و جنگ تجاری در کانون توجه رهبران دو قدرت برتر اقتصادی جهان قرار داشت و هر دو رئیس جمهور نیز تائید کردند که در واشنگتن در مورد این موضوع گفت‌وگو کرده‌اند.

به گزارش افق رسانه ، یکی از نکات بارز در سفر شی جین‌پینگ، رئیس جمهور خلق چین به واشنگتن، تاکید او بر حل و فصل دیپلماتیک جنگ جاری و دعوت از آمریکا برای بازگشت به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد بود. هر چند موضع ثابت چین در طول هفت ماهی که از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد، تاکید بر ضرورت حل و فصل مسالمت‌آمیز مناقشه بوده‌ اما تاکید دولت چین بر این موضع در طول سفر او به واشنگتن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود.

دولت چین روز پنج‌شنبه ۲ مهر با صدور بیانیه‌ای تاکید کرد: رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، روز ابراز امیدواری کرد که ایالات متحده و ایران هرچه سریع‌تر به مسیر حل‌وفصل مسائل از طریق گفت‌وگو و مذاکره بازگردند. شی در گفت‌وگوهای خود با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در کاخ سفید گفت چین همواره بر این باور بوده است که حاکمیت و امنیت همه کشورها باید محترم شمرده شود و همواره نقشی سازنده در کاهش تنش‌ها و فروکش کردن وضعیت ایفا کرده است. وی افزود چین طرف‌های مرتبط را تشویق کرده است که به راه‌حل‌های صلح‌آمیز متعهد بمانند و شتاب گفت‌وگوها را حفظ کنند. شی همچنین گفت چین از بازگشت ایالات متحده و ایران به «تفاهم‌نامه اسلام‌آباد» حمایت می‌کند. وی همچنین ابراز امیدواری کرد که دو کشور در نهایت به توافقی جامع دست یابند که مسئله هسته‌ای و سایر موضوعات را پوشش دهد و هرچه زودتر به صلح دست یابند.

این موضع رئیس جمهور چین در دیدار با همتای آمریکایی، با استقبال جمهوری اسلامی ایران مواجه شد. مسعود پزشکیان، رئیس جمهور اسلامی ایران در واکنش به این پیام روز جمعه ۳ مهر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «از حمایت سنجیده و مسئولانه رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ جهت بازگشت به یادداشت تفاهم اسلام‌آباد و حل‌وفصل اختلافات از طریق گفت‌وگو و دیپلماسی قدردانی می‌کنم. ایران نیز با این رویکرد هم‌نظر است و بر اهمیت بازگشت به این تفاهم، پایبندی به تعهداتِ پیش‌تر توافق‌شده، و ایجاد شرایط لازم برای پیشبرد مذاکراتی جدی، عمیق و نتیجه‌محور تأکید دارد. همگرایی دیدگاه‌های تهران و پکن در خصوص احترام به حاکمیت ملی، تنش‌زدایی و حفظ صلح و ثبات منطقه‌ای، بستری استوار برای تداوم همکاری‌های سازنده فراهم می‌آورد.»

اما بیانیه دولت چین در خصوص تاکید چین بر راهکار مسالمت‌آمیز، تنها خروجی دیدارهای شی در واشنگتن نبود. خبرگزاری شینهوا در گزارشی از ۸ توافق شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در واشنگتن خبر داد که یک بند آن کاملا در ارتباط با ایران بود. لحن این بند نشان می‌دهد که دو طرف برای دستیابی به توافقی در خصوص ایران، مجبور به مصالحه زیادی شده‌اند تا به یک نقطه مشترک در مورد ایران برسند. در این بیانیه صرفا به موضوع تسلیحات هسته‌ای و آینده تنگه هرمز پرداخته شده‌است. بند ۳ توافق ۸ بندی آمریکا و چین در این سفر تاکید می‌کند: دو رئیس‌جمهور توافق کردند که ایران باید به تعهد خود مبنی بر «توسعه ندادن سلاح‌های هسته‌ای» پایبند بماند و هیچ کشور یا نهادی نباید اجازه داشته باشد بر آبراه‌های بین‌المللی عوارض وضع کند.

این توافق نشان می‌دهد که چین در عین حال که از حل و فصل دیپلماتیک مناقشه جاری حمایت می‌کند، در عین حال تلاش می‌کند تا بر اشتراک‌نظرها با ایالات متحده آمریکا هم متمرکز باشد و به نوعی میان روابط دوستانه با تهران و تلاش برای جلوگیری از مناقشه با واشنگتن، توازن ایجاد کند.

تنها چند روز پیش از سفر شی به واشنگتن، دیپلماسی چین با میزبانی فشرده از سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در پکن پیام روشنی به کاخ سفید فرستاد: چین اهرم‌های ارتباطی و اثرگذاری ویژه‌ای در قبال تهران دارد و تداوم جنگ را نه در راستای منافع طرف‌های درگیر و نه در راستای منافع جامعه بین‌المللی می‌داند. هم‌زمان، نشست‌های خبری سخنگوی دستگاه دیپلماسی چین در نیمه دوم سپتامبر، توازن میان دو راهبرد کلیدی پکن را ترسیم کرد: از یک‌سو دعوت صریح از واشنگتن و تهران برای توقف ماشین جنگی و بازگشت به میز مذاکره و از سوی دیگر رد قاطع رویکرد آمریکا در اعمال «صلاحیت فراسرزمینی»، تحریم‌های یک‌جانبه هوانوردی و تلاش برای قطع پیوندهای مالی چین با ایران.

چرا چین خواهان پایان دیپلماتیک جنگ است؟

چین با واردات گسترده نفت از خلیج فارس، نمی‌تواند انسداد طولانی‌مدت تنگه هرمز یا تسری بحران به باب‌المندب و دریای سرخ را تاب بیاورد. نوسان قیمت‌ها، جهش هزینه بیمه کشتی‌ها و اختلال در زنجیره تأمین جهانی مستقیماً به بخش تولیدی و رشد اقتصادی چین ضربه می‌زند. اقتصاد پکن نیازمند دسترسی روان به نفت و گاز ایران، عربستان، امارات و قطر است و طولانی شدن جنگ به معنای تشدید ناامنی در زیرساخت‌های انرژی منطقه و قرار گرفتن پکن در تنگنای انتخاب میان شرکای نفتی عرب و شریک راهبردی‌اش ایران خواهد بود.

گو جیاکون، سخنگوی وزارت امور خارجه چین، ۲۴ شهریور در نشست خبری خود گفت: «چین در حال رصد وضعیت در خاورمیانه و منطقهٔ خلیج فارس است. امیدواریم طرف‌های مرتبط اختلاف‌ها را از طریق راه‌حل‌های سیاسی و دیپلماتیک حل‌وفصل کنند.»

وانگ یی، وزیر امور خارجه چین نیز روز ۲۵ شهریور در حاشیه اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک قرقیزستان در دیدار با سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران ضمن ابراز «نگرانی عمیق» پکن نسبت به تشدید اخیر تنش‌ها در خاورمیانه و منطقه خلیج فارس، خواستار اجرای فوری تفاهم‌نامه امضاشده میان ایران و ایالات متحده شد.

ژائو لونگ، پژوهشگر ارشد در مؤسسه مطالعات بین‌المللی شانگهای، در تحلیلی برای اندیشکده بروکینگز نوشت: «دغدغه فوری پکن این است که مبادا پیامدهای جنگ، منافع اقتصادی، محیط استراتژیک یا فضای مانور آن را به مخاطره بیندازد. منافع چین در پایان دادن به جنگ، اساساً معطوف به ثبات است، زیرا تنگه هرمز زیرساخت حیاتی نظام تجارت جهانی است.»

بازگشت به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد یکی از کلیدواژه‌های اصلی مقام‌های چین در هفته‌های گذشته‌بوده‌است. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد که روز ۲۸ خرداد ماه با میانجی‌گری پاکستان توسط رئیسان جمهوری آمریکا و ایران، تنها چارچوب مدون و توافق‌شده میان واشنگتن و تهران پس از آغاز درگیری‌ها به شمار می‌رود. پکن معتقد است آغاز مذاکرات جدید از نقطه صفر در میانه تبادل آتش عملی نیست و بازگشت به این توافق سریع‌ترین راه مهار بحران است. شکل‌گیری توافق با میانجی‌گری پاکستان، به عنوان شریک راهبردی چین، پکن را در موقعیت بهتری برای تقویت ابتکارات آسیایی در برابر نظم امنیتی یک‌جانبه غربی قرار می‌دهد.

وزیر خارجه چین در اجلاس سازمان همکاری شاانگهای تاکید کرد: «چین، ایران و ایالات متحده را ترغیب می‌کند که عقلانیت و خویشتن‌داری پیشه کنند، هر چه سریع‌تر به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد بازگردند، سازوکار مذاکرات را بر پایه اجماع به‌دست‌آمده احیا نمایند و رایزنی‌های ماهوی را درباره موضوعات مورد توجه مشترک آغاز کنند.»

در عین حال، پکن تأکید دارد که لازمه دیپلماسی پایدار، پرهیز واشنگتن از اعمال تحریم‌های یک‌جانبه هوانوردی و صلاحیت فراسرزمینی است. گو جیاکون ۱۷ سپتامبر در نشست خبری خود گفت: «چین با هر اقدامی که فاقد مجوز شورای امنیت سازمان ملل باشد، مخالف است. چین همکاری اقتصادی و تجاری عادی خود با سایر کشورها را بر پایهٔ برابری و سود متقابل پیش می‌برد؛ این همکاری‌ها هیچ طرف ثالثی را هدف نمی‌گیرد و نباید تحت اخلال یا اجبار هیچ طرف ثالثی قرار گیرد.»

موازنه استراتژیک پکن میان واشنگتن و تهران؛ از تفاهم اسلام‌آباد تا مذاکرات واشنگتن

لی زیکسین، پژوهشگر مؤسسه مطالعات بین‌المللی چین، در چاینا دیلی نوشت: «تأکید مجدد بر اعتبار تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، پنجره‌ای را برای تعامل سیاسی طرفین باز نگه داشته است. اکنون تمام طرف‌ها باید از این فرصت برای ازسرگیری گفت‌وگوهای سیاسی بهره ببرند، نه اینکه به تقابل نظامی و تحمیل فشارهای اقتصادی دامن بزنند.»

نقش چین: از کاهش ریسک تا تسهیل‌گری اقتصادی

برخلاف آمریکا، پکن تاکنون تمایلی به تضمین نظامی امنیت در منطقه خلیج فارس نشان نداده‌است، اما با توجه به اینکه خریدار عمده نفت ایران و مبدأ اصلی واردات صنعتی آن است، نفوذ بالایی برای رساندن پیام‌های تضمین‌بخش یا ترغیب به آتش‌بس دارد. نشست واشنگتن نشان داد ترامپ و شی بر سر دو اصل اساسی تفاهم دارند: ممانعت از تسلیح اتمی و حفظ کشتیرانی آزاد بدون اخذ عوارض در آبراه‌های بین‌المللی. چین می‌تواند با استفاده از این اشتراک منافع، شرایط را برای خروج طرفین از بن‌بست فراهم کند. اصولی که مورد مخالفت تهران نیز قرار نگرفته‌است، چرا که ایران رسما اعلام کرده‌است تمایل و برنامه‌ای برای دستیابی به سلاح هسته‌ای ندارد و در عین حال در شرایط پایان جنگ نیز از امنیت کشتی‌رانی در خلیج فارس و دریای عمان حفاظت خواهد کرد.

اتول کومار، پژوهشگر مطالعات استراتژیک، ۲۱ سپتامبر در بنیاد پژوهش آبزرور نوشت: «تلاش احتمالی چین برای حل و فصل مسائل در جنگ آمریکا و ایران در صورت موفقیت، می‌تواند نشانگر پایان دوران یک‌جانبه‌گرایی آمریکا باشد. چین با برخورداری از روابط عمیق اقتصادی با تهران، روابط فعال با کشورهای عربی و منافع حیاتی در تنگه هرمز و طرح کمربند و جاده، در شرایطی قرار دارد که نقش مستقیم‌تری برای تسهیل حل‌وفصل این بحران ایفا کند.»

احیای اقتصادی ایران پس از جنگ نیازمند سرمایه‌گذاری زیرساختی، فروش مستمر نفت و بهره‌گیری از سیستم‌های مالی غیردلاری است که چین مهم‌ترین ارائه‌دهنده آنها خواهد بود. اینها نشان می‌دهد که منافع پایان فوری جنگ برای چین بسیار فراتر از کاهش قیمت نفت خام و عبور و مرور نفتکش‌ها از تنگه هرمز است.

چین از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد حمایت می‌کند چون این چارچوب، کم‌هزینه‌ترین مسیر برای خروج از بن‌بست فعلی است: هم پنجره دیپلماتیک را باز نگه می‌دارد، هم از تشدید بیشتر بحران در گلوگاه حیاتی هرمز جلوگیری می‌کند و هم به پکن اجازه می‌دهد بدون ورود به تعهدات نظامی، نقش «قدرت مسئول» را در نظم منطقه‌ای آینده تثبیت کند. در عین حال، پکن با رد تحریم‌های یک‌جانبه و صلاحیت فراسرزمینی آمریکا، مرزهای همکاری اقتصادی خود با ایران را حفظ می‌کند و هم‌زمان با واشنگتن بر سر اصول مشترک (عدم گسترش هسته‌ای و آزادی کشتیرانی) چانه‌زنی می‌کند.

برای پکن پایان جنگ از مسیر دیپلماسی نه یک انتخاب ایدئولوژیک بلکه یک محاسبه عقلانی برای حفظ ثبات انرژی، زنجیره تأمین و موقعیت راهبردی پکن در خاورمیانه پس از جنگ است.

اتمام خبر/

اشتراک گذاری:

مطالب مرتبط